یه کنسرت هنجارمند ملوس

یکی از نامزدهای انتخابات وعده برگزاری کنسرت هنجارمند لغونشونده داد. حالا این کنسرت چه جوری برگزار می‌شود؟

۱- برای این کنسرت از سازهای نامرئی استفاده می‌شود. یعنی همانجور که در تلویزیون نمی‌بینید. این که ساز باید معلوم بشود بهانه بچه قرتی‌هاست. وگرنه چطور صدا و سیما از صبح تا بوق سگ، از بوق سگ تا لنگ ظهر آهنگ پخش می‌کند و حتی توک ساز هم دیده نمی‌شود؟

۲-موسیقی‌ها باید جوری باشد که صد رحمت به شلغم! این نوع از موسیقی کلا هیچ احساسی، تکانی چیزی نباید به مخاطب بدهد. هر نوع تکان نشان‌دهنده ناهنجاری موسیقی است. حتی اگر شنونده قصد داشته باشد برود دستشویی، باز هم تکان محسوب شده و ناهنجارمند است. جوری باشد که بود و نبودش یکی باشد و شنونده احساس کند پولش را ریخته توی سطل آشغال، جهت برق‌گیری!

۳- سالن‌های کنسرت از این به بعد از کمربند ایمنی استفاده کنند. هر صندلی یک کمربند ایمنی داشته باشد که بتواند به شنونده در کنترل احساسات کمک کند. شل کردن کمربند برای تنفس سه بار مجاز است!

۴-در حال حاضر هر کس وول‌وول کند با لیزر نور می‌اندازند به او که یعنی خجالت بکش، حیا کن، بی‌تربیت!
با توجه به اثرنبخشی این لیزر از لیزرهای کورکننده یا جزغاله‌کننده استفاده شود.
همچنین با استفاده از گلوله‌های رنگی باید وول‌وول‌کننده را رنگی کرد که بعد بیاید جواب بدهد آخر این موسیقی چیش وول‌وول کردن داشت؟

هفته‌نامه چلچراغ | شماره ۷۰۷



منبع: ماتینه

تهران خالی از سکنه می‌شود.

۹۶ درصد تهرانی‌ها اعلام کرده‌اند از تهران می‌روند و دیگر اینجا جایشان نیست.
می‌گویند جایی که باقر نباشد، تهران نیست. تهران آنجاست که آن باقر عیار آنجاست!
اصلا تهران در سال‌های باقر بلند شد! نه که آقا قالیباف خلبان است! هی اوج گرفت!
۹۶ درصد از مردم گفته‌اند ما دیگر نمی‌توانیم با این ۴ درصد زالو صفت زندگی کنیم.
آقا قالیباف بود و نبودش برای تهران مفید بود. تهران مگر قابل خالی‌سازی بود؟
زلزله با آن ریشتر خفنش بیخ گوش تهران نشسته، یک نفر هم از جایش جم نخورد که لااقل جانش را نجات بدهد.
این همه در دولت نهم و پس از نهم زحمت کشیده شد، صابون‌سازها بنزین ساختند، هوای تهران تیر تپر شد، جماعت از دنیا رفتند، از تهران نرفتند!
همین طرح ترافیک جوری کش آمد که  طرف توی خانه‌اش نمی‌دانست کجا بخوابد که داخل طرح ترافیک نباشد!
این همه خدمات داده نشد که تهران خالی بشود، نشد. تا اینکه معلوم شد، همه به خاطر گل روی باقر ایستاده‌اند. باقر حامی ۹۶ درصد شهروندان تهرانی بود.

شاعر هم سروده:
وقتی تو نباشی همه پنجره‌ها بسته می‌مونه
با زمزمه باد صبا حتی قناری نمی‌خونه



منبع: ماتینه

نون و آب مجلس سهراب‌کشی

توی خانه سهراب سرک کشیدم و رفتم تو. رسیدم به اتاقش. لای در باز بود. با یک چشم نگاه کردم. کسی نشسته بود و توی اتاقی که با پت‌پت یک چراغ کم‌نور، نقاشی می‌کشید. از پشت شبیه خود سهراب بود. فکر کردم شاید پیکره سهراب سپهری را ساخته‌اند و اینجا گذاشته‌اند. اما تکان می‌خورد. نقاشی می‌کرد و گاهی یواشکی اطراف را می‌پایید.

در را باز کرد و پریدم داخل اتاق و گفتم: پخ‌خ‌خ‌خ!
از جا پرید، زل زد به من و گفت: خب زهرمار! هزار بار نگفتم «نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من؟!» با چه زبونی بگم؟
خود مرحوم بود. گفتم: ئه! سهراب سپهری! مگه نمرده بودی؟! بدل نیستی؟! الان بدل داشتن مده‌ها!
گفت: شاعر بدل می‌خواد؟! اهل کجایی؟!
گفتم: پشت کاجستانم!
گفت: یه سنگین باش! با این پخ‌خ‌خ‌خ بی‌مزه‌ات مردم و زنده شدم!
گفتم: یعنی با پخ‌خ‌خ‌خ می‌شه آدم زنده کرد؟ چه نیازی به پخ؟! هنرمندا و شاعرا توی آثارشون به حیات‌شون ادامه می‌دن!
گفت: چرند نگو. این حرفا خیلی لوسه. من خودم زنده‌ام!
گفتم: پس چرا همه جا اعلام شد که مردی؟!
گفت: بهتره که فکر کنن مرده‌ام. دارم از مزایای مردگی استفاده کنم!
گفتم: مردگی مگه مزایا داره؟!
گفت: پس نه! زندگی مزایا داره!
گفتم: مزایاش چیه؟!
گفت: این تابلو رو چند می‌خری؟!
گفتم: چه خوبه این نقاشی! پنجاه هزار تومن، خیرشو ببینی!
گفت: خاک بر سرت! همون دیگه. چون فهمیدی زنده‌ام. حالا اگه فکر کنی من مرده‌ام، چند می‌خری؟!
گفتم: یک میلیون!
گفت: تو اصلا مرده و زنده حالیت نمی‌شه! مرد حسابی اثرم رو سه میلیارد تومن توی حراجی تهران فروختن! وقتی می‌تونم مرده باشم و پول خوب بگیرم، واسه چی زنده باشم؟!
زنده باشی، هر کی یه چنگ تو صورتت می‌اندازه. ولی بمیری هی کتاب‌هات تجدید چاپ می‌شن! برات تجلیل می‌گیرن! کلی مزایا داره!
تو هم شتر دیدی، ندیدی! برو بذار بمیرم!

هفته‌نامه چلچراغ – شماره ۷۱۳

تصویرگر: لاله ضیایی



منبع: ماتینه